صفحه نخست

ایمیل ما

آرشیو مطالب

طراح قالب





سخنی از مرحوم آیت الله مجتهدی

بعضی ها ميگن: ‌بابا دلت پاک باشد!

جواب از قرآن:
آنکس که تو را خلق کرده است، اگر فقط دل پاک کافی بود فقط میگفت آمنوا.
در حالیکه گفته: آمَُنوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات
یعنی هم دلت پاک باشد ، هم کارت درست باشد.

اگر تخمۀ کدو را بشکنی و مغزش را بکاری سبز نمی شود.
پوستش را هم بکاری سبز نمی‌شود. مغز و پوست باید با هم باشد.
هم دل ؛ هم عمل !!


+ 93/06/29 ، حمید |

نحوۀ جان دادن رباخوار

حجت الاسلام صدیقی نقل می کنند که:

من خودم از آقای اراکی شنیدم که از یکی از شاگردان ایشان نقل می‌کرد که من برای نماز شب به حیات رفتم تا وضو بگیرم و خود را برای نماز آماده کنم وارد صحن خانه که شدم به یکباره دیدم آن‌جا دخمه‌ای کوچک است مردی را خوابانده‌اند سنگ آسیاب بر روی او قرار داده‌اند و عده‌ای با نیزه به جان رگ‌های او افتاده‌اند و شکنجه‌اش می‌دهند. من با دیدن آن صحنه همان جا نشستم و دیگر توان بلند شدن و وضو گرفتن نداشتم بعد از مدتی جانی دوباره گرفتم و وضو گرفتم و به درب خانه آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی رفتم ایشان فرمودند چیزی در خانه حادث نشده است، مکاشفه‌ای بوده و نحوۀ جان دادن مرد رباخوار را به شما نشان داده‌اند.

(برنامه ضیافت شبکه قرآن و معارف سیما)


+ 93/05/06 ، حمید |

رباعی

افسوس که سرمایه زکف بیرون شد .......... در پای اجل بسـی جـگرها خون شـد
کس نامد از آن جهان که پرسم از وی .......... کــاحـوال مـسافـران دنیـا چـون شـد

خیام


+ 93/05/04 ، حمید |

امتحان مدعی

از (ابن اسير) احوال مردى را پرسيدند كه چون قرآن بر او خوانند بيهوش شود.
گفت: ميان ما و او پيمان! كه او بر ديوار بنشانند و تمامى قرآن از آغاز تا انجام بر او فرو خوانند. اگر فرو افتد، چنانست كه او دعوى مى كند!

(کشکول شیخ بهایی)


+ 93/05/04 ، حمید |

حکایت

چون هنگام مرگ شبلى فرا رسيد. يكى از حاضران گفت: اى شيخ: بگو: لا اله الا الله.
شبلى خواند: بى شك خانه اى كه تو ساكن آنى، چراغ نمى خواهد.

(کشکول شیخ بهایی)


+ 93/05/04 ، حمید |

موعظه

اين موعظه بس است كه جمعى مرده ‏اند و يادشان دل را زنده می ‏كند، چنان كه گروهى زنده ‏اند و ديدنشان دل را می ميراند.   (بشر حافی)


+ 93/05/04 ، حمید |

بخل از دادن عقل

عبدالله جعفر بر سر يك درهم با كاسبى چانه می‏زد، به او گفتند: تو با اين همه جود، بر سر يك درهم با كاسبى چانه می‏زنى؟!
گفت: آنجا از مالم می بخشم و اينجا از عقلم بخل می كنم.

(نصایح - آیت الله مشکینی)


+ 93/05/04 ، حمید |

طنز

زنی كه سر دو شوهر را خورده بود، شوهر سومش رو به مرگ بود.
زن برای او گريه میكرد و میگفت: ای خواجه، به كجا میروی و مرا به كی می سپاری؟
گفت: به چهارمين!

(عبید زاکانی)


+ 93/05/04 ، حمید |

ترس از آثار ثروت

از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده، كه بينوايى به نزد پيامبر آمد و مرد ثروتمندى در حضور رسول (صل الله علیه و آله) بود. مالدار، جامۀ خويش از بينوا در كشيد. پيامبر گفت: چه چيز تو را بر آن داشت؟ آيا ترسيدى كه بينوايى او، ترا نيز در گيرد يا بى نيازى تو به او بچسبد؟
ثروتمند گفت: چون چنين فرمودى؛ نيمى از دارايى من از آن او باشد.
آنگاه پيامبر به مرد بينوا گفت: آيا از او مى پذيرى؟
و تهيدست گفت: نه.
فرمود: چرا؟
گفت: از آن مى ترسم كه چنان شوم كه او شده است.

(کشکول شیخ بهایی)


+ 93/05/04 ، حمید |

سبب آمرزش

بعد از وفات يوسف بن الحسين (از عرفا)، او را بخواب ديدند. گفتند: خدای با تو چه کرد؟
گفت: بيامرزيد.
گفتند: به چه سبب؟
گفت: به برکت آنکه هرگز هزل را با جد نياميختم.

(تذکرة الاولياء عطار)


+ 93/05/04 ، حمید |

شکل حیات انسانی

عبدالله گفت: روزى پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) مربعى ترسيم كرد و در ميان آن، خطى كشيد كه تا بيرون آن مربع آمد، و در كنار آن خط، خطهاى كوچك ديگرى كشيد و گفت: آيا مى دانيد كه اين چيست؟
گفتيم: پروردگار و پيامبرش بهتر دانند.
گفت: خط ميانه، آدمى ست و خطهاى پيرامون مربع، مرگ اند، كه او را در ميان گرفته اند و اين خطهاى كوچك، ناخوشى هايى هستند كه پيرامون اويند، و او را آسيب مى رسانند، و اگر اين يكى خطا كند، آن ديگرى به او گزند مى رساند. و آن خط بيرون از مربع، آرزوى آدمى ست.

(کشکول شیخ بهایی)


+ 93/05/04 ، حمید |

رباعی

در گـوشهٔ انـزوا خـزیدن خـوش تـر .......... پـیوند ز غـیر حـق بـریدن خوشـتر
ای فیض مـکن علاج گوشَـت زنهار .......... کـافسانۀ دهـر ناشنیدن خوشـتر

فیض کاشانی


+ 93/05/04 ، حمید |

حکایت

عبدالله مبارک درویشی را دید پلاسی پاره پاره برهم نهاده و بر هم بسته. بر سبیل مطایبت گفت: ای درویش! این به چند خریدی؟
گفت: این به تمام دنیا خریدم، و اکنون یک رشتۀ آن را به نعیم عقبی می خواهند مبادله کنند و من نمی دهم!


+ 93/05/04 ، حمید |

شیفتۀ عشق

«بشرحافی» گفت: در بازار بغداد می گذشتم یکی را هزار تازیانه بزدند که آه نکرد، آنگه او را به حبس بردند، از پی وی برفتم پرسیدم که این زخم از بهر چه بود؟
گفت: از آنکه شیفتۀ عشقم.
گفتم: چرا زاری نکردی تا تخفیف کردندی؟
گفت: از آنکه معشوقم به نظاره بود! به مشاهدة معشوق چنان مستغرق بودم که پروای زاریدن نداشتم.
گفتم: و گر دیدارت بر دیدار دوست مهین آمدی خود چون بودی؟*
نعره ای بزد و جان نثار این سخن کرد.

(کشف الاسرار و عدة الابرار - رشیدالدین میبدی)

* پس آندم که به دیدار حضرت دوست برسی چگونه خواهی بود؟


+ 93/05/04 ، حمید |

حکمت

نقل است که چون جالینوس حکیم فوت نمود در جیب او رقعه ای یافتند که بر آن نوشته بود:

« نادانترین اصحاب حماقت کسی است که معده را از هر چه یابد پر کند. و آنچه بر طریق اعتدال تناول نمائی، نصیب تن توست و آنچه برسم صدقه بدیگری نفقه کنی، حظ روح و آنچه بگذاری، بهرۀ غیراست و بنی آدم را هیچ کاری بهتر نیست از قطع علایق نفسانی و رغبت نمودن بقضای قدس ممالک ربانی ».

(هزار و یک مطلب خواندنی؛ کاظم مقدم)


+ 93/05/04 ، حمید |

حکمت

هیچ فخر نیست در آن چیز که به زوال موسوم است، و هیچ غنا نیست در آن چیز که به عدم ثبات موصوف باشد؛ پس قناعت ورز تا مستغنی گردی.  (ارسطو)


+ 93/05/04 ، حمید |

ادعای پیغمبری

مردی را که دعوای پیغمبری می کرد نزد معتصم آوردند.
معتصم گفت: شهادت میدهم تو پیغمبر احمق هستی.
گفت: آری،از آنکه بر قوم شما مبعوث شده ام و هر پیامبری از نوع قوم خود باشد!

(عبید زاکانی)


+ 93/05/04 ، حمید |

مطرب عشق

مُطرب عـشق عـجب سـاز و نــوايی دارد   ...........  نقـش هـر نغـمه  که زد راه به جـايی دارد
عــالم  از  نـالــه عُــشاق  مــبادا  خــالی  ...........  کـه خوش آهنگ و فرح ‌بخش هـوايی دارد

حافظ


+ 93/04/31 ، حمید |

استماع حدیث

نقل است که در همسايگی یکی از عرفا احاديث استماع می کردند. گفتند: آخر چرا نيايی تا سماع احاديث کنی؟
گفت: من سی سال است تا می خواهم که داد يک حديث بدهم، نمی توانم داد. سماع ديگر حديث چون کنم؟
گفتند: آن حديث کدام است؟
گفت: آنکه می فرمايد رسول صلی الله عليه و آله وسلم: من حسن اسلام المرء ترکه ما لا يعنيه. از نيکويی اسلامِ مرد آن است که ترک کند چيزی که به کارش نيايد.

(تذکرة الاولياء عطار)


+ 93/04/31 ، حمید |

پند حکیم

ابو ربيع زاهد، داوود طايى را گفت: مرا پندى ده!
گفت: از دنيا روزه گير، و افطارت را براى آخرت بگذار، و از مردم چنان بگريز كه از شير مى گريزى.

(کشکول شیخ بهایی)


+ 93/04/31 ، حمید |

سخنی از بزرگمهر

از نزديكى به پادشاهان و بخشش هاى آنان شادمان شدم اما، هيچ چيز برايم نيكوتر از رهايى از آنها نبود.

(بزرگمهر)


+ 93/04/31 ، حمید |

نعم یا لا؟

از مجنون پرسیدند: چه کلمه ای را بیشتر دوست تر می داری؟ گفت"لا".
گفتند: "نعم" را دوست می دارند، نه "لا" را. گفت: « من از آن جهت این کلمه را دوست تر دارم که وقتی از لیلی پرسیدم که آیا مرا دوست می داری؟گفت:"لا"؛ و چون این کلمه بر زبان او گذشته است پس "لا" از "نعم" محبوب تر است.»


+ 93/04/31 ، حمید |

نصیحتی از پیامبر اسلام

از نصایح پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) به ابوذر:

یَا اباذر! مَنْ لَمْ یُبَالِ مِنْ أَیْنَ اکْتَسَبَ الْمَالَ، لَمْ یُبَالِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَیْنَ أَدْخَلَهُ النَّارَ.
اى ابوذر! هر آنكس كه ملاحظه نمی كند كه كسب مال او از كجاست، خدا نيز دربارۀ وى ملاحظه نمی نمايد كه از كجا او را به آتش وارد سازد.

(مکارم الاخلاق)


+ 93/04/31 ، حمید |

مسئلۀ شیخ

نقل است که مردی نزد شیخ ابوالحسن خرقانی آمد و گفت: خواهم که خرقه پوشم. شیخ گفت: ما را مسئله ای است اگر آنرا جواب دهی شایستۀ خرقه باشی.
شیخ گفت: اگر مرد چادر زنی در سر گیرد زن شود؟ گفت: نه.
گفت: اگر زنی جامهٔ مردی هم درپوشد هرگز مرد شود؟ گفت: نه.
گفت: تو نیز اگر در این راه مرد نه ای، بدین مرقع پوشیدن مرد نگردی.

(تذکرة الاولياء عطار)


+ 93/04/31 ، حمید |

از آن قوم مباش كه آشكارا شيطان را لعن كنند و در نهان فرمانش برند.  (بقراط)

(نصایح - آیت الله مشکینی)


+ 93/04/31 ، حمید |

شرط تدریس به طلاب

مرحوم سیّد بحرالعلوم که از مدرسین و فقهای بزرگ حوزه نجف بود، روزی برای درس نیامد، طلاب ناراحت شدند. آیت الله سید جواد عاملی از میان شاگردان به لحاظ رابطۀ نزدیکی که با استاد داشت، پیش وی رفت و علت را جویا شد. سید بحرالعلوم فرمود:

« من پس از نیمه های شب برای سرکشی به مدرسه می آیم. اخیراً وقتی که می آمدم، دیدم چراغ حجره ها خاموش است و همۀ طلبه ها خوابیده اند و از تضرع و تهجد خبری نیست، لذا حاضر نیستم برای طلابی که نماز شب را ترک کرده اند درس بگویم.»

از آن پس همه شاگردان تعهد سپردند دیگر نماز شب خود را ترک نکنند و ایشان برای تدریس تشریف آوردند.

(مجله حوزه، شماره 28)


+ 93/04/31 ، حمید |

اوقات عمر

عــمری بــه غـــمِ دنـيی دون مــی گــذرد ............ هــر لـحظه ز ديـده اشكِ خون مـی گــذرد
شب، خفته و روز، مست و هر صبح، خمار ............ اوقـــاتِ عــزيز بــين كــه چـون مـی گــذرد


خواجه عبدالله انصاری


+ 93/04/31 ، حمید |

هستیِ او

روزی شيخ المشايخ پيش آمد، طاسی پر آب پيش شيخ ابوالحسن خرقانی نهاده بود. شيخ المشايخ دست در آب کرد و ماهی زنده بيرون آورد.
شيخ ابوالحسن گفت: «از آب، ماهی نمودن سهل است، از آب، آتش بايد نمودن».
شيخ المشايخ گفت: «بيا تا بدين تنور فرو شويم تا زنده کي برآيد؟».
شيخ گفت: «يا عبدالله! بيا تا به نيستیِ خود فرو شويم تا به هستیِ او که برآيد؟».
شيخ المشايخ ديگر سخن نگفت.
 
(ملحقات تذکرة الاولياء عطار)

+ 93/04/24 ، حمید |

رابطه خوراک و بصیرت

چون شكم از مباح پر شود، چشم از شناخت صلاح كور شود.

(امام علی علیه السلام)


+ 93/04/24 ، حمید |

سیادت زورکی!

در شهر یزد شخصی به نام «میرعقیل»، نزد علما به کمال شدّت مدعی سیادت و ادعای خمس و غیره بود و نوشته ای که معروف به شجره نامه است ابراز می کرد و می گفت: من از نسل عقیل بن ابی طالبم، و به زور سجلّ تصدیق خود را از علما می گرفت.

عالمی در حاشیۀ ورقۀ او، تصدیق سیادتش را به این نحو مرقوم داشت:

میرُ عقیلیّ باِفاداتهم       زورکیاً داخل ساداتهم

 

(هزار و یک مطلب خواندنی، کاظم مقدم)


+ 93/04/24 ، حمید |



جهت دسترسی به ساير مطالب وبلاگ از لينك های زير استفاده نماييد:

.:: عناوین مطالب وبلاگ ::.

.:: آرشيو موضوعی ::.

.:: آرشيو ماهانه ::.


درباره وبلاگ



-------- « سلام » --------
امام علی علیه السلام می فرمایند:
‏ الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِن
حکمت، گمشده ی مؤمن است

این وبلاگ سعی دارد تا نکات و مطالب نغز را در زمینه های مختلف معرفتی جـمـع آورد و منــبعی بـرای رجــوع علاقه مندان باشد ... إن شاء الله

--------------------------------

hre.rahimi@yahoo.com



موضوعات

» حدیث و روایت

» حکمت و حکایت

» عرفان

» اخلاق

» طنز

» نکات علمی

» سخن نامداران

» شعر

.:: عناوین مطالب وبلاگ ::.



لینک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» وبلاگ طب اسلامی
» ♥کشف جدید معجزه ریاضی قرآن♥
» دنیای اسرار آمیز
» گنجور
» سایت ختم قرآن مجید
» سایت ختم صلوات
» موفقیت و آرامش فقط با خدا
» دنیای بی جواب (علمی، تاریخی ...)
» سیاه مشق
» علامه حسن زاده آملی
» حامل اسرار
» چشم خدا
» دیوان من دیوانه


آرشیو مطالب

» شهریور 1393

» مرداد 1393

» تیر 1393

» آذر 1392

» فروردین 1392

» اسفند 1391

» خرداد 1390

» اردیبهشت 1390

» آذر 1389

» آبان 1389

» شهریور 1389

» مرداد 1389

» اردیبهشت 1389

» بهمن 1388

» دی 1388

» آذر 1388

» آبان 1388

» مهر 1388

» شهریور 1388

» مرداد 1388

» تیر 1388


دیگر امکانات

RSS


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by kashkoolat
This Themplate By Theme-Designer.Com