X
تبلیغات
۩ حکمت، حکایت، روایت ۩

صفحه نخست

ایمیل ما

آرشیو مطالب

طراح قالب





خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم

ستارخان سردار مقاومت آذربايجان و جنبش مشروطیت نوشته بود:

من هیچ وقت گریه نمی کنم چون اگه اشک می ریختم آذربایجان شکست می خورد و اگر آذربایجان شکست بخورد ایران زمین می خورد ... اما تو مشروطه دو بار اون هم تو یه روز اشك ريختم.

حدود 9 ماه بود تحت فشار بودیم..بدون غذا.. بدون لباس.. از قرار گاه اومدم بیرون. چشمم به یک زن افتاد با یه بچه تو بغلش ... دیدم که بچه از بغل مادرش اومد پایین و چهار دست پا رفت به طرف بوته علف ... علف رو از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها رو خوردن.

با خودم گفتم الان مادر اون بچه به من فحش میده و میگه لعنت به ستارخان که مارو به این روز انداخته... اما... مادر کودک اومد طرفش و بچه اش رو بغل کرد و گفت:

عیبی نداره فرزندم ... خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم ...

اونجا بود که اشکم در اومد...

( کتاب گلچین خاطرات ستارخان)


+ 92/09/19 ، حمید |

بركت رجوع مؤمنین به كلام ائمه (علیهم‌السّلام)

علامه مجلسی (رحمةالله علیه) در بحارالانوار راجع به بركت رجوع مؤمنین به كلام ائمه (علیهم‌السّلام) در موضوع اخبار طبی می‌نویسد:
.

بعضی از داروهای طب‌النبی و طب‌الائمه (علیهم‌السّلام) ممكن است مناسبتی با بیماری نداشته، اما وقتی شخص با ایمان و مخلص آن را مصرف می‌كند، از آن سود می‌برد، نه به جهت خاصیت و طبع آن بلكه به خاطر توسل به كسی كه این دارو از وی صادر شده و یقین و خلوص نیتی كه دارد، چنانكه بعضی با تربت امام حسین (علیه‌السّلام) شفا می‌یابند. و من با جماعتی از شیعیان مخلص مأنوسم كه در مدار علم و معالجاتشان اخبار روایت شده از ائمه (علیهم السلام) است و بی آنكه به طبیب مراجعه كنند بدنی سالمتر و عمری طولانی‌تر از كسانی دارند كه به اطباء و معالجین مراجعه می‌كنند.

(بحارالانوار، ج59، ص76)

+ 92/01/06 ، حمید |

جاذبۀ ديدار

ذوالنون مصری در باديه، عاشقی را ديد با يك پای سر در بيابان نهاده بود و خوش ميرفت.

گفتم: تا كجا؟
گفت: تا خانۀ دوست.
گفتم: بی آلتِ سفر، مسافتِ بعيد قطع كردن، چون ميسر شود؟
گفت: « ويحك يا ذوالنون اما قرات في كتابه، و حملناهم في البر و البحر

ذوالنون گفت: چون به كعبه رسيدم ديدم او را كه طواف ميكرد. چون مرا ديد خوش بخنديد و مرا گفت: « انت حامل الامر و انا محمول به»، تو را داعيۀ تكليف در كار آورده است و مرا جاذبۀ او به اين ديار.

(لوايح عين القضاة؛ صفحه 8)


+ 92/01/06 ، حمید |

پيشۀ بخيل

بخيل برای ثروت خود نگهبان است و برای وارث، انباردار.        (بوذر جمهر)


+ 92/01/06 ، حمید |

شبیخون غفلت

گویند از ربیع [بن] خثیم که یکی از زهاد معروف بود پرسیدند: چرا شبها از خواب میگریزی؟
گفت: از ترس آنکه مبادا بر من شبیخون زنند!

(نشان از بی نشان ها، ج1، ص342)

* منظور از شبیخون در اینجا هجوم غفلت است.


+ 92/01/01 ، حمید |

هیچ نتوانم گفت!

در نزد معاويه، مردم سخن مى گفتند و احنف خاموش بود. گفتند: تو را چه شده اى ابوبحر كه سخن نمى گويى؟

گفت: اگر دروغ بگويم از خدا مى ترسم، و اگر راست بگويم از شما ترسانم!


(المحجة البيضاء فى تهذيب الاحياء، فيض كاشانى،ترجمه: راه روشن ج 5، صاحبى)


+ 92/01/01 ، حمید |

فاصله بین دو عمل

امام علی علیه السلام:

‏چقدر بين دو عمل، فاصله دور است! عملى كه لذتش مى رود و كيفر آن مى ماند، و عملى كه رنج آن مى گذرد و پاداش آن ماندگار است.

(حکمت های نهج البلاغه)


+ 92/01/01 ، حمید |

دلخواه رنجور

رنجوری را گفتند: دلت چه میخواهد؟
گفت: آنکه دلم چیزی نخواهد!
(هزار و یک مطلب خواندنی؛ کاظم مقدم)


+ 91/12/27 ، حمید |

عطای در خور همّت

شخصی از حاتم طائی ده درم شکر درخواست نمود. حاتم فرمود ده تنگ شکر به او بدهند. زنی بر حاتم اعتراض کرد که او ده درم شکر خواست تو چرا اینقدر دادی؟ حاتم در جواب گفت: سؤال او و عطای ما هر دو درخور همّتمان بود.
(هزار و یک مطلب خواندنی؛ کاظم مقدم)


+ 91/12/27 ، حمید |

ناصرالدین شاه در برزخ

در رابطه با وضعیت ناصرالدین شاه قاجار در عالم برزخ یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط (رحمةالله علیه) از ایشان نقل کرده است که فرمود:

"روح او را روز جمعه ای آزاد کرده بودند و شب شنبه او را با هُـل به جایگاه خود میبردند. او با گریه به مأموران التماس میکرد و میگفت: «نبَرید». هنگامی که مرا دید به من گفت: اگر میدانستم که جایم اینجاست در دنیا خیالِ خوشی هم نمیکردم!"

(کیمیای محبت؛ ص68)


+ 91/12/27 ، حمید |

آخرین مد

پشت یه ماشین سنگین نوشته شده بود:

به مدپوشان بگوییدآخرین مد کفن است


+ 90/03/04 ، حمید |

شيوه عاقلان

حكما گفته اند: عاقل بايد به اول بليّت و شدتي كه به او رسد اندوهگين نشود و به اول دولتي كه به او روي نمايد شادي و نشاط ننمايد. زيرا كه نتوان دانست كه دولتي در زير محنت پوشيده نباشد، يا مضرتي در ضمن مسرت مندرج نبود.
(كشكول شيخ بهايي)

+ 90/02/03 ، حمید |

صبر عن الله

آمده كه جواني از محبين از شبلي راجع به صبر پرسيد و گفت: كدام صبر شديدتر است؟

شبلي گفت: صبر براي خدا ... جوان گفت: نه.
گفت: صبر همراه با كمك خدا ... گفت: نه
گفت: صبر بر خدا .... گفت: نه
گفت: صبر در راه خدا ... گفت: نه
گفت: صبر با خدا ... گفت: نه.
شبلي گفت: پس واي بر تو! كدام صبر است؟
جوان گفت: صبر از فراق خدا.

پس شبلي آهي كشيد و بيهوش شد و افتاد.

(شرح منازل السائرين، ص 88، باب الصبر)

+ 90/02/03 ، حمید |

در منظر خدا چگونه اي؟

امام باقر عليه السلام فرموده اند:

اگر خواستي بداني كه در تو خيري هست يا نه به دلت بنگر:

اگر اهل طاعت خدا را دوست داشت و از اهل معصيت بدش مي آمد، در تو خيري هست و خداوند تو را دوست مي دارد.
اما اگر دلت از اهل خدا بدش مي آيد و اهل معصيت را دوست مي دارد در تو هيچ خيري نيست و خداوند تو را دوست ندارد و هر انساني با كسي است كه او را دوست دارد.
(اصول كافي، ج3، ص192)

+ 90/02/03 ، حمید |

توكل

شخصي پيش شيخي رفت، جامه او پاره ديد.
گفت:‌ بسيار كسان باشند كه اگر اشارت كني در حق تو نظر كنند.
شيخ گفت: من شرم دارم كه دنيا خواهم از كسي كه در دست او به عاريت است.

(كشكول شيخ بهايي)

+ 90/02/03 ، حمید |

بلوغ واقعي

طفلي بزرگي را از [شرايط] بلوغ پرسيد.
گفت: در سطور آمده است كه سه نشان دارد: يكي پانزده سالگي و ديگر احتلام و سوم برآمدن موي پيش. اما در حقيقت يك نشان دارد و بس. آنكه در بند رضاي حق جلّ و علا بيش از آن باشي كه در بند حظ نفس خويش و هر آنكه در اين صفت موجود نيست به نزد محققان بالغ نشمارندش.
(كشكول شيخ بهايي)

+ 90/02/03 ، حمید |

تقدير الهي

كسي كه تقدير الهي را باور داشته باشد، از آنچه به او رسد باكي ندارد. (امام علي عليه السلام)

(غرر الحكم 1280/225:2)

+ 90/02/03 ، حمید |

مه رويان و بدگويان!

يكي از علما را پرسيدند كه يكي با ماه روئي است در خلوت نشسته و درها بسته و رقيبان خفته و نفس طالب و شهوت غالب. هيچ باشد كه به قوت پرهيزگاري، او به سلامت بماند؟
گفت: اگر از مه رويان به سلامت بماند، از بدگويان نماند!

(كشكول شيخ بهايي)

+ 90/02/03 ، حمید |

رفتار خنثي

به حكيمي گفتند: چه كسي از عداوت مردم سالم مي ماند؟
جواب داد: آن كسي كه هيچ خير و شري از او ظاهر نشود. به جهت آنكه اگر خير از او ظاهر شود اشرار با او دشمني كنند و اگر شر از او ظاهر شد اخيار با او دشمني كنند.

(كشكول شيخ بهايي)



+ 90/02/03 ، حمید |

بلا و نعمت خاص

از حكيمي پرسيدند: نعمتي كه بر صاحبش رشك نبرند، يا بلائي كه بر گرفتارش دلسوزي نكنند مي شناسي؟

گفت: آري، آن نعمت تواضع است و آن بلا تكبر.
(كشكول شيخ بهايي)

+ 90/02/03 ، حمید |

عابد و دزد

مردي سجاده عابدي را دزديد. عابد چون ديد، دزد خجالت كشيد و سجاده را واگذاشت و گفت: نمي دانستم كه سجاده از توست. عابد گفت: چگونه نمي دانستي كه سجاده از تو نيست؟!

+ 90/02/03 ، حمید |

مقام رضا

يكي از زهاد را بيماري عارض شد. شخصي به عيادت او رفت و او را شادمان ديد و زبانش را به شكر و ثنا متذكر يافت.
گفت: مي خواهي كه خداي تعالي تو را شفا دهد؟ گفت: نه.
گفت: مي خواهي به وضع بيماري بماني؟ گفت: نه.
گفت: پس چه مي خواهي؟ گفت: آن را مي خواهم كه خدا مي خواهد.


+ 90/02/03 ، حمید |

احادیثی درباره امام حسین علیه السلام

شوق زيارت‏

قال الامام باقرعليه السلام: لو يعلم الناس ما فى زيارة قبرالحسين عليه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً.
امام باقرعليه السلام فرمود: اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين عليه السلام است از شوق زيارت مى‏مردند.

(ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از كامل الزيارات)


حديث محبت‏

عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين عليه السلام و زيارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين عليه السلام و بغض زيارته.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر كس كه خدا خير خواه او باشد محبت حسين (علیه السلام) و زيارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كينه و خشم حسين (علیه السلام) و خشم زيارتش را در دل او مى‏اندازد.

(وسائل الشيعه، ج 10، ص 388/ بحارالانوار، ج 98، ص 76)


بالاتر از روسپيدى

قال ابوعبدالله عليه السلام: من باب عند قبرالحسين عليه السلام ليلة عاشورا لقى الله يوم القيامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصة كربلا.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: كسى كه شب عاشورا در كنار مرقد امام حسين عليه السلام سحر كند روز قيامت در حالى به پيشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در ميدان كربلا و در كنار امام حسين عليه السلام كشته شده باشد.

(وسائل الشيعه، ج 10، ص 372)


نشانه‌هاى ايمان‏

قال ابو محمدالحسن العسكرى عليه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسين، و زيارة الاربعين، والتختم فى اليمين، و تعفير الجبين والجهر ببسم الله الرحمن الرحيم.
امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چيز است:

1 ـ پنجاه ركعت نماز (نماز يوميه و نمازهاي نافله)
2 ـ زيارت اربعين [امام حسین علیه السلام]
3 ـ انگشتر به دست راست كردن
4 ـ بر خاك سجده كردن
5 ـ بسم الله الرحمن الرحيم را در نماز بلند گفتن.

(وسائل الشيعه، ج 10، ص 373 / التهذيب، ج 6، ص 52)


تربت و تربيت‏

قال الصادق عليه السلام: حنكوا اولادكم بتربة الحسين (علیه السلام) فإنها امان.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسين (علیه السلام) برداريد چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بيمه مى‏كند.

(وسائل الشيعه، ج 10، ص 410)


تسبيح تربت

قال الصادق (علیه السلام): السجود على طين قبرالحسين (علیه السلام) ينور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طين قبرالحسين (علیه السلام) كتب مسبحا و ان لم يسبح بها ...
امام صادق (علیه السلام) فرمود: سجده بر تربت قبر حسين (علیه السلام) تا زمين هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبيحى از خاك مرقد حسين (علیه السلام) را با خود داشته باشد، تسبيح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبيح هم نگويد.

(من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 268/ وسائل الشيعه، ج 3 ص 608)


يكى از چهار نياز

قال الامام موسى الكاظم (علیه السلام): لا تستغنى شيعتنا عن أربع: خمرة يصلى عليها و خاتم يتختم به و سواك يستاك به و سبحة من طين قبر أبى عبدالله عليه السلام ...
حضرت امام موسى بن جعفر عليهماالسلام فرمود: پيروان ما از چهار چيز بى‏نياز نيستند:

1 ـ سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود
2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد
3 ـ مسواكى كه با آن دندان‌ها را مسواك كنند
4 ـ تسبيحى از خاك مرقد امام حسين (علیه السلام)
(تهذيب الاحكام، ج 6، ص 75)


+ 89/09/18 ، حمید |

بیگانه و آشنا

زاهـد به کـرم، تو را چو ما نـشـناسـد ........... بیـگـانه تـــو را چـو آشــنا نـشـناســد
گـفتی کـه گـنه کـنی به دوزخ برمـت ........... این را به کسی گو که تو را نشناسد

(دیوان ابوسعید)

+ 89/08/26 ، حمید |

حقیقت دنیا

حضرت عیسی (علیه السلام) دنیا را دید بصورت عجوزه ای که قدش خمیده و چادر رنگین بر سر انداخته و یک دست خود را به حنا خضاب و دست دیگر را به خون آغشته کرده است.
عیسی فرمود چرا پشتت خمیده؟ گفت از بس که عمر کرده‌ام.
فرمود که چرا چادر رنگین بر سر داری؟ گفت تا دل جوانان را با آن فریب دهم.
فرمود که چرا به حنا خضاب کرده‌ای؟ گفت الحال شوهری گرفته‌ام.
فرمود که چرا دست دیگرت به خون آغشته‌ای؟ گفت الحال شوهری کشته‌ام.

پس عرض کرد: یا روح الله! عجب این است که من پدر می‌کشم، پسر طالب من می‌شود و پسر می‌کشم پدر طالب من می‌شود و عجب تر اینکه هنوز هیچکدام [از طالبان من] به وصال من نرسیده‌اند و بر بکارت خود باقی هستم.
.
(کشکول منتظری یزدی)

+ 89/08/26 ، حمید |

چیزی از علم

امام صادق (علیه السلام) فرمود: مردی به ابو‌ذر (رحمة الله علیه) نوشت: ای ابوذر! به من چیزی از علم بیاموز. ابوذر در جوابش نوشت: علم که زیاد است ولیکن اگر بتوانی به آن کسی که تو را دوست دارد بدی نکنی، بکن.
آنمرد گفت: آیا دیده‌ای که کسی بدی کند به آن کسی که او را دوست میدارد؟
گفت: بلی! نفس تو دوست‌ترین نفس‌ها به توست. زمانی که به خدا نافرمانی کنی در حقیقت به نفس خود بدی کرده ای.
.
(بحارالانوار – ج22 – ص 402 – روایت 12)

+ 89/08/26 ، حمید |

شعر فی‌البداهه

در نزد شاطر عباس که یکی از شعرای معروف است، پنج نفر از روی مزاح به او گفتند: ما هر نفر یک کلمه می‌گوییم، تو آن ها را برای ما به نظم (شعر) در آور. شاطر قبول کرد ... یکی گفت: ترنج؛ دیگری گفت: نردبان؛ دیگری گفت: چراغ؛ و دیگری: باد؛ و دیگری: غربال ... شاطر فوراً این شعر را سرود:
.
ترنج وصل تو چیدن به نردبان خیال ........... چراغ بر لب باد است و آب در غربال

(کشکول منتظری یزدی)

+ 89/08/26 ، حمید |

پاسخ اعرابی

منصور دوانقی (خلیفه عباسی) به یکی از اعراب شام گفت: شکر خدای را به جای آورید که چون حکومت شما به من واگذار شد، مرض طاعون از بلاد شما مرتفع گردید.
اعرابی گفت: خداوند از آن عادل تر است که دو بلا بر بندگان خویش گمارد!
(کشکول منتظری یزدی)

+ 89/08/26 ، حمید |

لغو، سهو، لهو

حکما گفته‌اند:
هر سخنی که از ذکر خالی است لغو است؛
و هر خاموشی که از فکر خالی است سهو است؛
و هر نظری که از عبرت خالی است لهو است.

(کشکول منتظری یزدی)

+ 89/08/26 ، حمید |

ترس از شکر

شخصی می‌گفت: روزی به عیادت یکی از فضلا که بیمار بود رفتم و چون نزد او نشستم و پرسش احوال او کردم، به او گفتم خدا را شکر کن و حمد بجا بیاور. تبسم نمود و گفت: چگونه شکر کنم و حال آنکه خدای تعالی فرموده است: « و لئن شکرتم لازیدنکم» یعنی: شکر بکنید همانا زیاد می‌کنم برای شما ... و می‌ترسم اگر شکر او کنم بر بیماری من بیافزاید!
(کشکول منتظری یزدی)

+ 89/08/26 ، حمید |



جهت دسترسی به ساير مطالب وبلاگ از لينك های زير استفاده نماييد:

.:: عناوین مطالب وبلاگ ::.

.:: آرشيو موضوعی ::.

.:: آرشيو ماهانه ::.


درباره وبلاگ



-------- « سلام » --------
امام علی علیه السلام می فرمایند:
‏ الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِن
حکمت، گمشده ی مؤمن است

این وبلاگ سعی دارد تا نکات و مطالب نغز را در زمینه های مختلف معرفتی جـمـع آورد و منــبعی بـرای رجــوع علاقه مندان باشد ... إن شاء الله

--------------------------------

hre.rahimi@yahoo.com



موضوعات

» حدیث و روایت

» حکمت و حکایت

» عرفان

» اخلاق

» طنز

» نکات علمی

» سخن نامداران

» شعر

.:: عناوین مطالب وبلاگ ::.



لینک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» وبلاگ طب اسلامی
» ♥کشف جدید معجزه ریاضی قرآن♥
» دنیای اسرار آمیز
» گنجور
» سایت ختم قرآن مجید
» سایت ختم صلوات
» موفقیت و آرامش فقط با خدا
» تاریخ و آینده
» دنیای بی جواب (علمی، تاریخی ...)
» سیاه مشق
» علامه حسن زاده آملی
» حامل اسرار
» چشم خدا
» دیوان من دیوانه
» داستان و حكايت


آرشیو مطالب

» آذر 1392

» فروردین 1392

» اسفند 1391

» خرداد 1390

» اردیبهشت 1390

» آذر 1389

» آبان 1389

» شهریور 1389

» مرداد 1389

» اردیبهشت 1389

» بهمن 1388

» دی 1388

» آذر 1388

» آبان 1388

» مهر 1388

» شهریور 1388

» مرداد 1388

» تیر 1388


دیگر امکانات

RSS


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by kashkoolat
This Themplate By Theme-Designer.Com