صفحه نخست

ایمیل ما

آرشیو مطالب

طراح قالب





مطرب عشق

مُطرب عـشق عـجب سـاز و نــوايی دارد   ...........  نقـش هـر نغـمه  که زد راه به جـايی دارد
عــالم  از  نـالــه عُــشاق  مــبادا  خــالی  ...........  کـه خوش آهنگ و فرح ‌بخش هـوايی دارد

حافظ


+ 93/04/31 ، حمید |

استماع حدیث

نقل است که در همسايگی یکی از عرفا احاديث استماع می کردند. گفتند: آخر چرا نيايی تا سماع احاديث کنی؟
گفت: من سی سال است تا می خواهم که داد يک حديث بدهم، نمی توانم داد. سماع ديگر حديث چون کنم؟
گفتند: آن حديث کدام است؟
گفت: آنکه می فرمايد رسول صلی الله عليه و آله وسلم: من حسن اسلام المرء ترکه ما لا يعنيه. از نيکويی اسلامِ مرد آن است که ترک کند چيزی که به کارش نيايد.

(تذکرة الاولياء عطار)


+ 93/04/31 ، حمید |

پند حکیم

ابو ربيع زاهد، داوود طايى را گفت: مرا پندى ده!
گفت: از دنيا روزه گير، و افطارت را براى آخرت بگذار، و از مردم چنان بگريز كه از شير مى گريزى.

(کشکول شیخ بهایی)


+ 93/04/31 ، حمید |

سخنی از بزرگمهر

از نزديكى به پادشاهان و بخشش هاى آنان شادمان شدم اما، هيچ چيز برايم نيكوتر از رهايى از آنها نبود.

(بزرگمهر)


+ 93/04/31 ، حمید |

نعم یا لا؟

از مجنون پرسیدند: چه کلمه ای را بیشتر دوست تر می داری؟ گفت"لا".
گفتند: "نعم" را دوست می دارند، نه "لا" را. گفت: « من از آن جهت این کلمه را دوست تر دارم که وقتی از لیلی پرسیدم که آیا مرا دوست می داری؟گفت:"لا"؛ و چون این کلمه بر زبان او گذشته است پس "لا" از "نعم" محبوب تر است.»


+ 93/04/31 ، حمید |

نصیحتی از پیامبر اسلام

از نصایح پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) به ابوذر:

یَا اباذر! مَنْ لَمْ یُبَالِ مِنْ أَیْنَ اکْتَسَبَ الْمَالَ، لَمْ یُبَالِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَیْنَ أَدْخَلَهُ النَّارَ.
اى ابوذر! هر آنكس كه ملاحظه نمی كند كه كسب مال او از كجاست، خدا نيز دربارۀ وى ملاحظه نمی نمايد كه از كجا او را به آتش وارد سازد.

(مکارم الاخلاق)


+ 93/04/31 ، حمید |

مسئلۀ شیخ

نقل است که مردی نزد شیخ ابوالحسن خرقانی آمد و گفت: خواهم که خرقه پوشم. شیخ گفت: ما را مسئله ای است اگر آنرا جواب دهی شایستۀ خرقه باشی.
شیخ گفت: اگر مرد چادر زنی در سر گیرد زن شود؟ گفت: نه.
گفت: اگر زنی جامهٔ مردی هم درپوشد هرگز مرد شود؟ گفت: نه.
گفت: تو نیز اگر در این راه مرد نه ای، بدین مرقع پوشیدن مرد نگردی.

(تذکرة الاولياء عطار)


+ 93/04/31 ، حمید |

از آن قوم مباش كه آشكارا شيطان را لعن كنند و در نهان فرمانش برند.  (بقراط)

(نصایح - آیت الله مشکینی)


+ 93/04/31 ، حمید |

شرط تدریس به طلاب

مرحوم سیّد بحرالعلوم که از مدرسین و فقهای بزرگ حوزه نجف بود، روزی برای درس نیامد، طلاب ناراحت شدند. آیت الله سید جواد عاملی از میان شاگردان به لحاظ رابطۀ نزدیکی که با استاد داشت، پیش وی رفت و علت را جویا شد. سید بحرالعلوم فرمود:

« من پس از نیمه های شب برای سرکشی به مدرسه می آیم. اخیراً وقتی که می آمدم، دیدم چراغ حجره ها خاموش است و همۀ طلبه ها خوابیده اند و از تضرع و تهجد خبری نیست، لذا حاضر نیستم برای طلابی که نماز شب را ترک کرده اند درس بگویم.»

از آن پس همه شاگردان تعهد سپردند دیگر نماز شب خود را ترک نکنند و ایشان برای تدریس تشریف آوردند.

(مجله حوزه، شماره 28)


+ 93/04/31 ، حمید |

اوقات عمر

عــمری بــه غـــمِ دنـيی دون مــی گــذرد ............ هــر لـحظه ز ديـده اشكِ خون مـی گــذرد
شب، خفته و روز، مست و هر صبح، خمار ............ اوقـــاتِ عــزيز بــين كــه چـون مـی گــذرد


خواجه عبدالله انصاری


+ 93/04/31 ، حمید |

هستیِ او

روزی شيخ المشايخ پيش آمد، طاسی پر آب پيش شيخ ابوالحسن خرقانی نهاده بود. شيخ المشايخ دست در آب کرد و ماهی زنده بيرون آورد.
شيخ ابوالحسن گفت: «از آب، ماهی نمودن سهل است، از آب، آتش بايد نمودن».
شيخ المشايخ گفت: «بيا تا بدين تنور فرو شويم تا زنده کي برآيد؟».
شيخ گفت: «يا عبدالله! بيا تا به نيستیِ خود فرو شويم تا به هستیِ او که برآيد؟».
شيخ المشايخ ديگر سخن نگفت.
 
(ملحقات تذکرة الاولياء عطار)

+ 93/04/24 ، حمید |

رابطه خوراک و بصیرت

چون شكم از مباح پر شود، چشم از شناخت صلاح كور شود.

(امام علی علیه السلام)


+ 93/04/24 ، حمید |

سیادت زورکی!

در شهر یزد شخصی به نام «میرعقیل»، نزد علما به کمال شدّت مدعی سیادت و ادعای خمس و غیره بود و نوشته ای که معروف به شجره نامه است ابراز می کرد و می گفت: من از نسل عقیل بن ابی طالبم، و به زور سجلّ تصدیق خود را از علما می گرفت.

عالمی در حاشیۀ ورقۀ او، تصدیق سیادتش را به این نحو مرقوم داشت:

میرُ عقیلیّ باِفاداتهم       زورکیاً داخل ساداتهم

 

(هزار و یک مطلب خواندنی، کاظم مقدم)


+ 93/04/24 ، حمید |

سخت ترین پیکار

با همانندان خود كشتى گرفتم و با دلاوران پيكار كردم اما هيچيك از آنها چون زن بد زبان، بر من پيروز نشد!

(بزرگمهر)


+ 93/04/24 ، حمید |

قضا کردن سی سال نماز

زاهدى گفته است: نماز سى ساله خود را كه در صف نخست نمازگزاران به جا آورده بودم، به ناچار به قضا برگرداندم. از آن روى كه روزى به سببى درنگ كردم و در صف نخست جايى نيافتم. پس در صف دوم ايستادم اما خود را بدين سبب از ديگران شرمسار ديدم و پيشى گرفتم و به صف نخست آمدم و از آنگاه دانستم كه همۀ نمازهايم آلوده به ريا و آگنده از لذت توجه مردم به من بوده است و اين كه ببينند كه من از پيشگامان كارهاى نيك بوده ام.

(کشکول شیخ بهایی)


+ 93/04/24 ، حمید |

حقیقت فقر و غنا

ابوتراب نخشبی می گوید:

حقيقت غنا آن است که مستغنی باشی از هرکه مثل توست، و حقيقت فقر آن است که نيازمند باشی به هرکه مثل توست.

(تذکرة الاولياء عطار)


+ 93/04/24 ، حمید |

رباعی از ابن سینا

دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت  ..............  یک موی ندانست ولی موی شکافت
انـدر دل مـن هــزار خورشـید بتـافـت  ..............  آخـــر بــه کـمــال ذره ای راه نیـافـت

شیخ الرئیس، ابوعلی سینا


+ 93/04/24 ، حمید |

مسافت علم

حکیمی گوید: مسافت علم، سه وجب است:

هرکه وارد وجب اول شد تکبر کند.
و هرکه به وجب دوم رسید فروتن شود.
و هرکه به آخرین مرحله رسید بداند که هیچ نداند.

تا بدانجا رسید دانش من       که بدانم همی که نادانم

(ابوشکور بلخی)


+ 93/04/24 ، حمید |

دهان پر از کرم میّت

یکی از کارمندان قبرستان بهشت زهرای تهران، به نام خانم موسوی می گوید:

مدت های زیادی در بخش غسالخانه مسئول تحویل جنازه بودم. یک شب یک خانم سالمندی را آوردند که تحویل گرفتیم، فردا صبح که می خواستیم برای شستشو بفرستیم خانم های غسال گفتند که از گوشه دهان این بنده خدا کرم های ریز زنده در حرکت بود، خیلی چندش‌آور بود، از روی کنجکاوی ماجرا را برای یکی از بستگانش که کمی آرام تر بود و آدم با تجربه و دنیا دیده ای به نظر می رسید، تعریف کردم و اون بنده خدا بعد از چند بار استغفار گفت:

« این خانم مرحومه از بستگان ماست و یک ایراد بزرگ داشت که آدم بسیار بد دهنی بود و دائم به این و آن حـرف رکـیک و ناسـزا می گـفت و هیچ کـس از زخـم زبان اون در امـان نبـود و حتـما دلـیلش همـین می تواند باشد.»

از تعجب هاج و واج مانده بودم. آرام از پیرمرد عذرخواهی کردم و به داخل برگشتم.

منبع


+ 93/04/11 ، حمید |

خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم

ستارخان سردار مقاومت آذربايجان و جنبش مشروطیت نوشته بود:

من هیچ وقت گریه نمی کنم چون اگه اشک می ریختم آذربایجان شکست می خورد و اگر آذربایجان شکست بخورد ایران زمین می خورد ... اما تو مشروطه دو بار اون هم تو یه روز اشك ريختم.

حدود 9 ماه بود تحت فشار بودیم..بدون غذا.. بدون لباس.. از قرار گاه اومدم بیرون. چشمم به یک زن افتاد با یه بچه تو بغلش ... دیدم که بچه از بغل مادرش اومد پایین و چهار دست پا رفت به طرف بوته علف ... علف رو از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها رو خوردن.

با خودم گفتم الان مادر اون بچه به من فحش میده و میگه لعنت به ستارخان که مارو به این روز انداخته... اما... مادر کودک اومد طرفش و بچه اش رو بغل کرد و گفت:

عیبی نداره فرزندم ... خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم ...

اونجا بود که اشکم در اومد...

( کتاب گلچین خاطرات ستارخان)


+ 92/09/19 ، حمید |

بركت رجوع مؤمنین به كلام ائمه (علیهم‌السّلام)

علامه مجلسی (رحمةالله علیه) در بحارالانوار راجع به بركت رجوع مؤمنین به كلام ائمه (علیهم‌السّلام) در موضوع اخبار طبی می‌نویسد:
.

بعضی از داروهای طب‌النبی و طب‌الائمه (علیهم‌السّلام) ممكن است مناسبتی با بیماری نداشته، اما وقتی شخص با ایمان و مخلص آن را مصرف می‌كند، از آن سود می‌برد، نه به جهت خاصیت و طبع آن بلكه به خاطر توسل به كسی كه این دارو از وی صادر شده و یقین و خلوص نیتی كه دارد، چنانكه بعضی با تربت امام حسین (علیه‌السّلام) شفا می‌یابند. و من با جماعتی از شیعیان مخلص مأنوسم كه در مدار علم و معالجاتشان اخبار روایت شده از ائمه (علیهم السلام) است و بی آنكه به طبیب مراجعه كنند بدنی سالمتر و عمری طولانی‌تر از كسانی دارند كه به اطباء و معالجین مراجعه می‌كنند.

(بحارالانوار، ج59، ص76)

+ 92/01/06 ، حمید |

جاذبۀ ديدار

ذوالنون مصری در باديه، عاشقی را ديد با يك پای سر در بيابان نهاده بود و خوش ميرفت.

گفتم: تا كجا؟
گفت: تا خانۀ دوست.
گفتم: بی آلتِ سفر، مسافتِ بعيد قطع كردن، چون ميسر شود؟
گفت: « ويحك يا ذوالنون اما قرات في كتابه، و حملناهم في البر و البحر

ذوالنون گفت: چون به كعبه رسيدم ديدم او را كه طواف ميكرد. چون مرا ديد خوش بخنديد و مرا گفت: « انت حامل الامر و انا محمول به»، تو را داعيۀ تكليف در كار آورده است و مرا جاذبۀ او به اين ديار.

(لوايح عين القضاة؛ صفحه 8)


+ 92/01/06 ، حمید |

پيشۀ بخيل

بخيل برای ثروت خود نگهبان است و برای وارث، انباردار.        (بوذر جمهر)


+ 92/01/06 ، حمید |

شبیخون غفلت

گویند از ربیع [بن] خثیم که یکی از زهاد معروف بود پرسیدند: چرا شبها از خواب میگریزی؟
گفت: از ترس آنکه مبادا بر من شبیخون زنند!

(نشان از بی نشان ها، ج1، ص342)

* منظور از شبیخون در اینجا هجوم غفلت است.


+ 92/01/01 ، حمید |

هیچ نتوانم گفت!

در نزد معاويه، مردم سخن مى گفتند و احنف خاموش بود. گفتند: تو را چه شده اى ابوبحر كه سخن نمى گويى؟

گفت: اگر دروغ بگويم از خدا مى ترسم، و اگر راست بگويم از شما ترسانم!


(المحجة البيضاء فى تهذيب الاحياء، فيض كاشانى،ترجمه: راه روشن ج 5، صاحبى)


+ 92/01/01 ، حمید |

فاصله بین دو عمل

امام علی علیه السلام:

‏چقدر بين دو عمل، فاصله دور است! عملى كه لذتش مى رود و كيفر آن مى ماند، و عملى كه رنج آن مى گذرد و پاداش آن ماندگار است.

(حکمت های نهج البلاغه)


+ 92/01/01 ، حمید |

دلخواه رنجور

رنجوری را گفتند: دلت چه میخواهد؟
گفت: آنکه دلم چیزی نخواهد!
(هزار و یک مطلب خواندنی؛ کاظم مقدم)


+ 91/12/27 ، حمید |

عطای در خور همّت

شخصی از حاتم طائی ده درم شکر درخواست نمود. حاتم فرمود ده تنگ شکر به او بدهند. زنی بر حاتم اعتراض کرد که او ده درم شکر خواست تو چرا اینقدر دادی؟ حاتم در جواب گفت: سؤال او و عطای ما هر دو درخور همّتمان بود.
(هزار و یک مطلب خواندنی؛ کاظم مقدم)


+ 91/12/27 ، حمید |

ناصرالدین شاه در برزخ

در رابطه با وضعیت ناصرالدین شاه قاجار در عالم برزخ یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط (رحمةالله علیه) از ایشان نقل کرده است که فرمود:

"روح او را روز جمعه ای آزاد کرده بودند و شب شنبه او را با هُـل به جایگاه خود میبردند. او با گریه به مأموران التماس میکرد و میگفت: «نبَرید». هنگامی که مرا دید به من گفت: اگر میدانستم که جایم اینجاست در دنیا خیالِ خوشی هم نمیکردم!"

(کیمیای محبت؛ ص68)


+ 91/12/27 ، حمید |

آخرین مد

پشت یه ماشین سنگین نوشته شده بود:

به مدپوشان بگوییدآخرین مد کفن است


+ 90/03/04 ، حمید |



جهت دسترسی به ساير مطالب وبلاگ از لينك های زير استفاده نماييد:

.:: عناوین مطالب وبلاگ ::.

.:: آرشيو موضوعی ::.

.:: آرشيو ماهانه ::.


درباره وبلاگ



-------- « سلام » --------
امام علی علیه السلام می فرمایند:
‏ الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِن
حکمت، گمشده ی مؤمن است

این وبلاگ سعی دارد تا نکات و مطالب نغز را در زمینه های مختلف معرفتی جـمـع آورد و منــبعی بـرای رجــوع علاقه مندان باشد ... إن شاء الله

--------------------------------

hre.rahimi@yahoo.com



موضوعات

» حدیث و روایت

» حکمت و حکایت

» عرفان

» اخلاق

» طنز

» نکات علمی

» سخن نامداران

» شعر

.:: عناوین مطالب وبلاگ ::.



لینک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» وبلاگ طب اسلامی
» ♥کشف جدید معجزه ریاضی قرآن♥
» دنیای اسرار آمیز
» گنجور
» سایت ختم قرآن مجید
» سایت ختم صلوات
» موفقیت و آرامش فقط با خدا
» دنیای بی جواب (علمی، تاریخی ...)
» سیاه مشق
» علامه حسن زاده آملی
» حامل اسرار
» چشم خدا
» دیوان من دیوانه


آرشیو مطالب

» تیر 1393

» آذر 1392

» فروردین 1392

» اسفند 1391

» خرداد 1390

» اردیبهشت 1390

» آذر 1389

» آبان 1389

» شهریور 1389

» مرداد 1389

» اردیبهشت 1389

» بهمن 1388

» دی 1388

» آذر 1388

» آبان 1388

» مهر 1388

» شهریور 1388

» مرداد 1388

» تیر 1388


دیگر امکانات

RSS


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by kashkoolat
This Themplate By Theme-Designer.Com