ما هستیم ...
نیمه شبی گذر ناصرالدین شاه و دو نفر از همراهانش به کاروانسرایی افتاد. در را محکم کوبیدند و کاروان سرادار بیدار شد.
داد زد کی هستی؟ مگه سر آوردی؟!
ناصرالدین شاه گفت: ما هستیم ... سلطان بن سلطان، خاقان بن خاقان، سلطان صاحبقران، شاهنشاه ایران، پادشاه ملک و رعیت، ناصرالدین شاه قاجار!
کاروان سرادار گفت: ما برای این همه آدم جا نداریم!
داد زد کی هستی؟ مگه سر آوردی؟!
ناصرالدین شاه گفت: ما هستیم ... سلطان بن سلطان، خاقان بن خاقان، سلطان صاحبقران، شاهنشاه ایران، پادشاه ملک و رعیت، ناصرالدین شاه قاجار!
کاروان سرادار گفت: ما برای این همه آدم جا نداریم!
(لطیفه ها و داستان های حکیمانه، اکبرپور)
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۵/۳۰ ساعت توسط حمید
|
-------- « سلام » --------