حجاب شهود
مردی زندیق (بی دین) نزد حضرت رضا علیه السلام آمد و پرسید: چرا خدا از خلق پوشیده است؟
امام فرمود: «ان الاحتجاب عن الخلق لکثره ذنوبهم»؛ پوشیده بودن خداوند از خلق به سبب کثرت گناهان آنان است.
(توحيد صدوق، ص252)
*******************
سعدی! حجاب نیست، تو آیینه پاک دار .......... زنگار خورده چون بنماید جمال دوست؟
همسر حضرت داوود در بهشت
روزى خداوند به حضرت داوود عليه السلام وحى كرد: خلاده دختر اوس را نويد بهشت ده و به آگاهى او برسان كه همسر (همنشین) تو در بهشت خواهد بود.
داوود عليه السلام به اين دستور عمل كرد و به خانۀ خلاده رفت و پیام را به او رسانید ...
خلاده گفت: سوگند به خدا من چيزى در خود نمی بينم كه چنين لياقتى يافته باشم و همنشين تو در بهشت شوم.
داوود فرمود: از امور باطنى خود اندكى با من صحبت كن تا بدانم چگونه است؟
خلاده گفت: «هميشه به هر دردى كه مبتلا شدم و هر گزند و نياز و گرسنگي اى كه به من رسيد ، در برابرش صبر كردم و از خداوند نخواستم آن را از من بر طرف سازد ، تا آن كه او خود ، آن را از من دور كرد و عافيت و گشايش داد و به جاى آن ، چيزى از خدا نخواستم و او را بر آن شكر و سپاس گفتم.»
داوود عليه السلام راز مطلب را دريافت و به او فرمود: فبِهذا بَلَغتِ ما بَلَغتِ؛ تو به خاطر همين خصلتها به آن مقام رسيده اى.
امام صادق عليه السلام پس از نقل اين ماجرا فرمود: وَ هذا دِينُ اللهِ الَّذِى ارتَضاهُ للصَّالِحينَ؛ و اين همان دين خدا است كه آن را براى بندگان صالح خود پسنديده است.
(برگرفته از: بحارالانوار، ج 14،ص 39)
اثر سن در آموختن
حکایت کسی که در کودکی می آموزد همچون نقشی است که روی سنگ کنده می شود و حکایت کسی که در بزرگسالی می آموزد همانند کسی است که بر آب بنویسد.
(میزان الحکمه)
اندرزهای امام صادق علیه السلام
* اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چيست؟!
* اگر روزى تقسيم شده است، حرص و آز براى چيست؟!
* و اگر سنجش (در قيامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چيست؟!
* و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزيدن براى چيست؟!
* و اگر كيفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چيست؟!
* و اگر مرگ حق است، پس شادمانى* براى چيست؟!
* و اگر (كارنامه) اعمال بر خدا عرضه میشود، پس فريب براى چيست؟!
* و اگر گذر كردن بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چيست؟!
* و اگر تمام چيزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چيست؟!
* و اگر دنيا ناپايدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چيست؟!
(خصال صدوق ، ج 2، ص 450)
* منظور از شادمانی (فرح) در اینجا، دلخوش بودن و دلبسته بودن به دنیا و مسائل فانی دنیوی است.
خصایل کودکان
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: من كودكان را به خاطر پنج چيز دوست دارم:
اوّل اين كه اهل گريه اند ، دوم اين كه در خاك مى غلتند ، سوم اين كه با هم دعوا مى كنند امّا كينه اى به هم ندارند ، چهارم اين كه براى فردا چيزى نمى اندوزند ، و پنجم اين كه مى سازند و سپس خراب مى كنند.
(المواعظ العدديّة : ص ۲۵۹)
پند مختصر
هارون الرشيد به امام موسى بن جعفر (علیه السلام) نوشت كه: مرا پند بده و مختصر بگو!
آن حضرت به او نوشت: «تو هيچ چيزى را نمى بينى كه پندى در آن نباشد.»
(امالى؛ ابن بابويه؛ پايان مجلس هفتاد و ششم)
ملاک حلیّت نطفه
در روز عرفه زیارت امام حسین علیه السلام مستحب است، چه اینکه خداوند ابتدا به زوار امام حسین علیه السلام نظر می کند زیرا همه حلال زاده اند، و بعد به زوار با معرفت خویش در عرفات نظر می کند.
(زاد المعاد: ص 262 ؛ بحار الانوار: ج 97 ص 384)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آیتالله روحالله قرهی در جلسه اخلاق خود ذکر می کنند:
در روایت داریم: اگر میخواهید بدانید که نطفه شما، نطفه حلال است یا خیر - البته این مخصوص روز عرفه است - روز عرفه، فقط حلالزاده را راه میدهند. حالا میخواهد اهل جماعت (سنت) هم باشد، عیب ندارد. نمیفرماید: فقط شیعه، میفرماید: هر کس حلالزاده باشد؛ یعنی پدرش معلوم باشد، ولو از نصاری باشد، از یهودیها باشد، آن اشتباهشان بحثش جداست، بالأخره حلالزاده باشد، خدای ناکرده مادر خیانت نکرده با کس دیگر نبوده، او را روز عرفه در کربلا راه میدهند. غیر حلالزاده را روز عرفه در کربلا راه نمیدهند.
ملّا محسن فیض کاشانی فرمودند: کسی را در کاشان داشتیم، میگفتند: مادرش معلومالحال بوده و فلان. ما خیلی ناراحت بودیم که چرا اینطوری میگویند. اتّفاقاً ایّام عرفه شد، یک مرتبه گفتیم: برای همین قضیّه برویم. رفتیم، او در راه تب شدیدی گرفت و ما ترسیدیم. دو روز مانده بود به عرفه مرد و نتوانست. (منبع)
مَثَل حریص به دنیا
امام صادق عليه السلام:
مَثَلُ الحَرِیصِ عَلَی الدُّنیا مَثَلُ دُودَهِ القَزِّ کُلَّما ازدَادَت مِنَ القَزِّ عَلَی نَفسِها لَفّاً کانَ أبعَدَ لَها مِنَ الخُرُوجِ حَتّی تَموتَ غَمَاً
حکایت انسان حریص به دنیا حکایت کرم ابریشم است، که هر چه بیشتر بر خود می تند، بیرون آمدنش از پیله بعیدتر می شود تا اینکه از غم و اندوه می میرد.
(کافی (ط-الاسلامیه) ج2 ، ص316)
نصیحتی از پیامبر اسلام
یَا اباذر! مَنْ لَمْ یُبَالِ مِنْ أَیْنَ اکْتَسَبَ الْمَالَ، لَمْ یُبَالِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَیْنَ أَدْخَلَهُ النَّارَ.
اى ابوذر! هر آنكس كه ملاحظه نمی كند كه كسب مال او از كجاست، خدا نيز دربارۀ وى ملاحظه نمی نمايد كه از كجا او را به آتش وارد سازد.
(مکارم الاخلاق)
رابطه خوراک و بصیرت
(امام علی علیه السلام)
بركت رجوع مؤمنین به كلام ائمه (علیهمالسّلام)
.
بعضی
از داروهای طبالنبی و طبالائمه (علیهمالسّلام) ممكن است مناسبتی با
بیماری نداشته، اما وقتی شخص با ایمان و مخلص آن را مصرف میكند، از آن سود
میبرد، نه به جهت خاصیت و طبع آن بلكه به خاطر توسل به كسی كه این دارو
از وی صادر شده و یقین و خلوص نیتی كه دارد، چنانكه بعضی با تربت امام حسین
(علیهالسّلام) شفا مییابند. و من با جماعتی از شیعیان مخلص مأنوسم كه در
مدار علم و معالجاتشان اخبار روایت شده از ائمه (علیهم السلام) است و بی
آنكه به طبیب مراجعه كنند بدنی سالمتر و عمری طولانیتر از كسانی دارند كه
به اطباء و معالجین مراجعه میكنند.فاصله بین دو عمل
چقدر بين دو عمل، فاصله دور است! عملى كه لذتش مى رود و كيفر آن مى ماند، و عملى كه رنج آن مى گذرد و پاداش آن ماندگار است.
در منظر خدا چگونه اي؟
اگر خواستي بداني كه در تو خيري هست يا نه به دلت بنگر:
اگر اهل طاعت خدا را دوست داشت و از اهل معصيت بدش مي آمد، در تو خيري هست و خداوند تو را دوست مي دارد.
اما اگر دلت از اهل خدا بدش مي آيد و اهل معصيت را دوست مي دارد در تو هيچ خيري نيست و خداوند تو را دوست ندارد و هر انساني با كسي است كه او را دوست دارد.
تقدير الهي
احادیثی درباره امام حسین علیه السلام
قال الامام باقرعليه السلام: لو يعلم الناس ما فى زيارة قبرالحسين عليه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً.
امام باقرعليه السلام فرمود: اگر مردم مىدانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين عليه السلام است از شوق زيارت مىمردند.
حديث محبت
عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين عليه السلام و زيارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين عليه السلام و بغض زيارته.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر كس كه خدا خير خواه او باشد محبت حسين (علیه السلام) و زيارتش را در دل او مىاندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كينه و خشم حسين (علیه السلام) و خشم زيارتش را در دل او مىاندازد.
بالاتر از روسپيدى
قال ابوعبدالله عليه السلام: من باب عند قبرالحسين عليه السلام ليلة عاشورا لقى الله يوم القيامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصة كربلا.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: كسى كه شب عاشورا در كنار مرقد امام حسين عليه السلام سحر كند روز قيامت در حالى به پيشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در ميدان كربلا و در كنار امام حسين عليه السلام كشته شده باشد.
نشانههاى ايمان
قال ابو محمدالحسن العسكرى عليه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسين، و زيارة الاربعين، والتختم فى اليمين، و تعفير الجبين والجهر ببسم الله الرحمن الرحيم.
امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود: نشانههاى مؤمن پنج چيز است:
1 ـ پنجاه ركعت نماز (نماز يوميه و نمازهاي نافله)
2 ـ زيارت اربعين [امام حسین علیه السلام]
3 ـ انگشتر به دست راست كردن
4 ـ بر خاك سجده كردن
5 ـ بسم الله الرحمن الرحيم را در نماز بلند گفتن.
تربت و تربيت
قال الصادق عليه السلام: حنكوا اولادكم بتربة الحسين (علیه السلام) فإنها امان.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسين (علیه السلام) برداريد چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بيمه مىكند.
تسبيح تربت
قال الصادق (علیه السلام): السجود على طين قبرالحسين (علیه السلام) ينور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طين قبرالحسين (علیه السلام) كتب مسبحا و ان لم يسبح بها ...
امام صادق (علیه السلام) فرمود: سجده بر تربت قبر حسين (علیه السلام) تا زمين هفتم را نور باران مىكند و كسى كه تسبيحى از خاك مرقد حسين (علیه السلام) را با خود داشته باشد، تسبيح گوى حق محسوب مىشود، اگر چه با آن تسبيح هم نگويد.
يكى از چهار نياز
قال الامام موسى الكاظم (علیه السلام): لا تستغنى شيعتنا عن أربع: خمرة يصلى عليها و خاتم يتختم به و سواك يستاك به و سبحة من طين قبر أبى عبدالله عليه السلام ...
حضرت امام موسى بن جعفر عليهماالسلام فرمود: پيروان ما از چهار چيز بىنياز نيستند:
1 ـ سجادهاى كه بر روى آن نماز خوانده شود
2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد
3 ـ مسواكى كه با آن دندانها را مسواك كنند
4 ـ تسبيحى از خاك مرقد امام حسين (علیه السلام)

چیزی از علم
آنمرد گفت: آیا دیدهای که کسی بدی کند به آن کسی که او را دوست میدارد؟
گفت: بلی! نفس تو دوستترین نفسها به توست. زمانی که به خدا نافرمانی کنی در حقیقت به نفس خود بدی کرده ای.
.
علم و عمل
اگر پاسخش گوید می ماند؛
وگرنه کوچ می کند ...
(اصول کافی)
وصیت مولا
امیر مؤمنان علی علیه السلام در واپسین لحظات زندگی، همه پسرانش را کنار بستر خویش فراخواند ... حضرت به همه آن ها سفارشاتی را بیان نمود و در آخر گفتارش فرمود:
ای فرزندان من! با مردم چنان رفتار کنید که اگر غایب شدید، با اشتیاق دنبال شما باشند و اگر مردید بر شما بگریند ... .
(امالی شیخ طوسی: 595 ح6 مجلس26)
اگر دلش با خدایش باشد ...
توشه ای برای ابدیت
"قطب راوندى" روايت كــرده كه: حضرت عيسى عليه السلام صدا زد مــادر خود مريم عليها السلام را بعد از مـردنش و گفت: اى مادر با من تكلّم كن؛ آيا مى خواهى به دنيا برگردى؟
گفت: بلى، براى آنكـــه نمــاز گـــذارم براى خــدا در شــب بسـيــار ســرد و روزه بگـــيرم در روز بســـيار گـــرم. اى پسر جان من! اين راه (برزخ و قیامت) بيمناك است.
ریاضت مفید
ریاضت بهره نمیرساند مگر به کسی که نفسش بیدار باشد (فی نَفسِ یَقظَةٍ)
نتیجه ی طلب واقعی
هر کس چیزی را طلب کند، یا به تمام آن یا به بعض آن خواهد رسید.
(نهج البلاغه، حکمت 386)
نوای داوودی
علی نوفی گوید: عرض کردم: مگر پیامبر با مردم نماز نمیخواند و صدایش را با خواندن قرآن بلند نمیکرد، پس چطور مردم مدهوش نمیشدند؟
امام فرمودند: پیامبر به اندازهی تحمل آنان که پشت سرش بودند آواز صدایش را بلند میکرد.
معلم جبرئیل
پیامبر فرمودند: ای جبرئیل! از چه جهت به این جوان تعظیم میکنی؟
عرض کرد: چگونه تعظیم نکنم که او را بر من حق تعلیم است.
پیامبر فرمودند: چه تعلیمی؟
جبرئیل عرض کرد: در وقتی که حق تعالی مرا خلق کرد، از من پرسید: «تو کیستی و من کیستم؟» ... من در جواب متحیر ماندم و مدتی در مقام جواب ساکت بودم، که این جوان در عالم نور به من ظاهر گردید و این طور به من تعلیم داد که بگو: «تو پروردگار جلیل و جمیلی و من بندهی ذلیل، جبرئیلم» ... از این جهت او را که دیدم تعظیمش کردم.
پیامبر پرسیدند: مدت عمر تو چند سال است؟
عـرض کــرد: یا رسول الله! در آسـمان، سـتارهای هــست کـه هـــر 30 هــزار سال یکبار طـلوع میکـند، مـن آن را 30 هزار بار دیدهام.
حکایت سر ...
از زید بن ارقم روایت کرده اند که گفت:
من در غرفۀ خانۀ خود نشسته بودم ناگاه صدای هجوم عام و خروش عوام به گوشم رسید؛ چون سر از غرفه بیرون کردم دیدم که سر ها بر نیزهها کرده اند و یک سر در میان آن ها مانند آفتاب میدرخشد و نور از آن ساطع میگردد؛ چون به نزدیک غرفهی من رسیدند، غرفه از شعاع آن سر منوّر شد؛ دیدم که لبهای او حرکت میکند؛ چون گوش دادم سورهی کهف تلاوت مینمود و به این آیه رسیده بود:
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَبا (کهف/9)
آيا گمان كردى اصحاب «كهف» و «رقيم» از آيات عجيب ما بودند؟!
پس مویهای بدن من راست ایستاد. چون نیک نگریستم، شناختم که سر مبارک حضرت امام حسین علیه السلام است. گفتم: ای فرزند رسول خدا، امر تو از امر اصحاب کهف و رقیم عجیبتر است.
به روایتی دیگر: چون سر آن حضرت را در صیارف کوفه بر سر نیزه کردند، شروع کرد به آواز بلند به خواندن سورهی کهف، و تا این آیه خواند:
إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدى (کهف/13)
آنها جوانانى بودند كه بهپروردگار خود ايمان آوردند و بر هدايتشان افزوديم.
و دیدن این معجزه برای هدایت آن کافران فایده نبخشید بلکه موجب مزید ضلالت ایشان شد.
به روایت دیگر: چون سر مقدس مبارک آن بزرگوار را در کوفه بر درخت آویختند، این آیه را خواند:
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون (شعراء/227)
یعنی: زود باشد که بدانند آن ها که ستم کردند که بازگشت ایشان به کجا خواهد بود.
این الطّالب بدم المقتول بکربلا
(جلاء العیون، تاریخ 14 معصوم، علامه مجلسی)

حالات جسم و روح
امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند:
جسم شش حالت دارد: صحت و مرض و موت و حیات و خواب و بیداری.
روح هم شش حالت دارد: صحت آن یقین، مرض آن شک، موت آن جهل، حیات آن علم، خواب آن غفلت و بیداریش حفظ روح است.
وقتی خدا از زبان علی سخن می گوید
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، در جواب کسی که سوال کرد: "در شب معراج، پروردگار با چه زبانی با شما گفتگو کرد؟" فرمودند:
با زبان علیبنابیطالب! عرض کردم: خدایا! تو بودی با من سخن گفتی یا علی بود؟
خداوند فرمود: ای احمد! من موجودی هستم نه چون موجودات دیگر، به مردم قیاس نشوم، و به مانندی توصیف نگردم. تو را از نور خود آفریدم و علی را از نور تو آفریدم و بر راز دل تو مطلع هستم و می دانم که محبوب تر از علیبنابیطالب در دل نداری، لذا با زبان او با تو سخن گفتم، تا دلت آرام شود.
(مقتل الحسین خوارزمی، 42/1)
محبت امیرالمومنین
محدث نوری در کتاب دارالسلام از سید نعمة الله جزائری نقل کرده است که گفت:
فرمود: ای شیخ! آن اعمالی را که از ما مشاهده میکردی در اینجا بازارش رونقی ندارد و مشتری برایش نیست و چیزی که واقعا به ما سود بخشید و ما را به این مقامی که مشاهده میکنی رسانید، محبت و دوستی صاحب این قبر یعنی امیرالمؤمنین است.
به کدام سو روم؟ ...
هر روز، بلا میگوید: به کدام سو روم؟ ...
خداوند متعال می گوید: به سوی دوستان و صاحبان طاعتم! .. زیرا:
1) با تو کـارهـایشـان را میآزمایم.
2) با تو صبرشان را آشکار میکنم.
3) با تو گـناهشـان را پاک میکنم.
4) با تو بر رفعت و منزلت آنها میافزایم.
از من راضی شوید
قـوم بنی اسـرائیل به حضـرت موسـی (علیه السلام) گـفـتند: از خـداوند عـملی را بپرس که اگـر مـا انجام دهیم، خداوند از ما راضی شود.
خطاب آمد: ای موسی، به آنان بگو که خداوند میفرماید: شما از من راضی شوید تا من از شما راضی شوم.
* یعنی: بندگان به آنچه خدای متعال برای آنان در نظر گرفته و بدان راضی شده، خوشنود و راضی باشند.
بُشر حافى
روزى امام موسى بن جعفر (علیه السلام) در بغداد از كنار منزل بُشر عبور ميكرد که صداى ساز و نواز و آواز از داخل خانه بگوش حضرت رسيد. در اين موقع كنيز بُشر براى ريختن خاكروبه از منزل خارج شد.
حضرت فرمود: اى كنيز، صاحب اين خانه بنده است يا آزاد؟!
كنيز گفت: حُرّ و آزاد است.
حضرت فرمود: راست ميگوئى اگر بنده مى بود از مولاى خود میترسيد.
كنيز وارد منزل شد. بُشر بر سر سفرهی شراب نشسته بود، علت تأخير او را پرسيد.
گفت: شخصى از كنار خانهی شما رد مى شد از من سؤال كرد صاحب اين خانه عبد و بنده است يا حُرّ و آزاد.
گفتم : آقا حُرّ و آزاد است .. فرمود: آرى اگر بنده بود از آقاى خود ميترسيد.
اين سخن حضرت چنان در قلب بُشر تأثير كرد كه سر از پا نشناخت و با پاى برهنه از منزل خارج شده خود را به آقا موسى بن جعفر (علیه السلام) رساند و از كردهی خود پشيمان شد و به دست حضرت توبه كرد و از گذشته هاى خود پوزش خواسته و با چشم گريان بازگشت. از آن روز به بعد اعمال زشت خود را ترك كرد و از جـمله زهاد و عـرفاء قرار گرفت و گـويند چـون با پاى برهـنه از پـى حـضرت دويد و با ايـن حـال توبه كـرد او را بُشر حافى (پابرهنه ) لقب دادند.
سخت تر از جابه جا کردن کوهها
امیر المومنین علیه السلام فرمود:
إزالةُ الرّواسی أسهلُ مِن تألیفِ القلوب المُتنافِره
جابه جا کردن کوههای بلند، آسانتر از الفت دادن دلهای رمیده از یکدیگر است.
(بحارالانوار، 11/78)
برتر از انبیاء
آوردهاند كه در آن وقت كه امیرالمومنین علیه السلام را ضربت زده بودند، صعصعة بن صوحان پيش وى آمد و سوالاتی پرسید، از جمله:
گفت: تو فاضلترى، يا ابراهيم؟
فرمود: ابراهيم گفت: رب ارنى كيف تحيى الموتى
یعنی: خدايا! به من نشان بده كه چگونه مردگان را زنده مىكنى؟ (تا قلبم آرام گيرد) (سوره بقره ، آيه 260 )
و من گفتم: لو كشف بى الغطاء ما ازددت يقينا
یعنی: اگر حجابها برايم برداشته شوند يقينم (ذرهاى) افزايش نمىيابد. (غرر الحكم ، 5/108)
گفت: تو فاضلترى، يا عيسى؟
فرمود: مريم در بيت المقدس بود، چون وضع حملش شد، آواز آمد كه برون رو كه اين خانهی عبادت است نه خانهی ولادت، و مادر مرا چون وضع حمل شد از برون كعبه، آواز آمد كه به اندرون كعبه آى و من در اندرون كعبه در وجود آمدم.
گفت: راست گفتى يا امير المومنين.
حب دنیا
امام علی علیه السلام فرمودند:
حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ
محبت و دوستی دنيا سرچشمهی همهی بدیهاست
(غررالحكم ص142)
إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَأَخْرِجُوا مِنْ قُلُوبِكُمْ حُبَّ الدُّنْيَا
اگر مدعی محبت خداوند هستيد، محبت دنيا را از دلهايتان بيرون كنيد
(مستدرك الوسائل ج12 ص 41)
صفات دهگانهی سگ
ده صفت در سگ است که هر کس آن صفات را داشته باشد خوشبخت (و به روایتی مومن) است:
اول: خانه ندارد، و این از صفات مجردین است.
دوم: شب زنده دار است، و این از علامات عابدین است.
سوم: چون سفر کند، با خودش چیزی نمیبرد، و این از علامات متوکلین است.
چهارم: وقتی که به او چیزی دهید، او را دور برده و در دور میخورد، و این از صفات متواضعین است.
پنجم: اگر او را بزنند و تردش کنند، به کمترین چیزی بازگشت میکند، و این از علامات مریدین است.
ششم: هرگز صاحبش را در سختی ترک نمیکند، و این از علامات صابرین است.
هفتم: آن زمان که بمیرد میراثی باقی نمیگذارد، و این از علامات زاهدین است.
هشتم: یکسره گرسنه است، و این از علامات مجاهدین است.
نهم: یکسره در خوف است، و این از علامات صالحین است.
دهم: به اندک چیزی از دنیا راضی میشود، و این از علامات عاشقین است.
* چقدر این حدیث زیباست ...
این حدیث در کتاب "نشان از بی نشان ها" در بیانات عالم و عارف بزرگ شیعه، آیت الله شیخ حسنعلی اصفهانی با اندکی تغییر ذکر شده ... ان شاء الله آن مورد را نیز در این وبلاگ معرفی خواهم کرد.
مرا به دنیا باز گردانید
من او را دوست دارم
پروردگارا! دوست داشتم میدانستم کدام بنده ات را دوست میداری تا دوستش بدارم؟
خداوند فرمود: هرگاه دیدی بندهای "بسیار ذکر مرا میگوید (یکثُر ذکری)"، پس من اجازهی این کار را دادهام و من او را دوست دارم.
سیمای عالم
نگریستن به سیمای عالم، عبادتست. سپس فرمودند: و او عالمیست که چون به او بنگری تو را به یاد آخرت اندازد، و اگر خلاف این باشد، نگریستن به او فتنه است.
مثل شوقت به آب ...
امام (علیه السلام) فرمودند: آب نیاشام!
آن شخص آب نمی خورد و در خواب، خواب آب میدید. خدمت امام این قضیه را نقل کرد که هر وقت می خوابم، خواب آب می بینم.
امام فرمودند: اگر می خواهی ما را در خواب ببینی، باید شایق ما باشی، مثل شوقت به سوی آب در وقت عطش.
فقیر، مریض، غریب
ای موسی ..
فقیر کسی است که مانند من کـفیلی نداشته باشد.
مریض کسی است که چون من طبیبی نداشته باشد.
غریب کسی است که مثل من مونسی (حبیبی) نداشته باشد.
سینه پر اسرار
بر من باری عظیم از اسرار و احادیث خود بار نموده و فرمودید: هرگز یکی از آن ها را نگویم. گاه میبینم که آن اسرار در سینهی من بهجوش میآید و حالتی شبیه به جنون به من دست میدهد.
امام فرمودند: هرگاه تو را این حالت دست داد، به صحرا بیرون رو، سر در چاه کن و بگو: حدیث کرد مرا محمدبنعلی (یعنی خود امام باقر) و مطالب را بیان کن تا سینهات آرام بگیرد.
نوشتهاند، جابر قریب هفتادهزار حدیث فقط از امام باقر علیه السلام حفظ داشته و مأمور به گفتن همهی آنها نبوده است.
از رو بخوان
قربانت گردم، من قرآن را حفظ کردم. آیا آن را از حفظ بخوانم بهتر است یا از روی آن؟
امام فرمودند: قرآن را بخوان و نگاه به آن کن. از رو بخوانی بهتر است، مگر نمی دانی نگاه کردن در قرآن، عبادت است؟
میزان رضایت خدا
حضرت حق فرموده:
ای فرزند آدم، .. من از تو به همان ميزان راضى هستم كه تو از من راضى باشى.
وصف خدا
نزد امام صادق عليه السلام رفتم، به من فرمود: آيا مى توانى خدا را وصف كنى؟
گفتم : آرى!
فرمود: وصف كن!
گفتم: او شنوا و بيناست.
فرمود: اين صفتى است كه مخلوقات نيز در آن شريكند.
گفتم: چگونه او را وصف كنم؟
فرمود: او نور بدون ظلمت و حيات بدون مرگ و علم بدون جهل و حق بدون باطل است.
پس از نزد آن حضرت بيرون آمدم در حالى كه داناترين مردم به توحيد بودم.
سخن لغو
کُلُّ قَولٍ لیسَ للهِ فیهِ ذکرٌ فَلَغوٌ
هر سخنی که در آن یاد خدا نباشد، لغو و بیهوده است.
به آن نخواهند رسید
ای داوود، من پنج چیز را در پنج چیز قرار داده ام، ولی مردم می خواهند آن ها را از راه دیگر بدست آورند و قطعاً به آن نمی رسند:
علم را در گرسنگی و تلاش (جوع و جُهد) قرار دادم ولی آن ها آن را با سیری و راحتی می خواهند، ولی نمی یابند.
عزت (و شرف) را در طاعت خودم قرار دادم ولی آن ها می خواهند بوسیلة خدمت به پادشاه، آن را بدست آورند که موفق نمی شوند.
بی نیازی(غِنی) را در قناعت قرار دادم ولی آن ها می خواهند بی نیازی را در ثروت جستجو کنند که بدست نخواهند آورد.
رضایت و خشنودی خود را در غضب کردن مردم بر نفسشان قرار دادم و حال اینکه آنان، آن را در رضای هوای نفس طلب می نمایند، ولی آن را نمی یابند.
و من راحتی را در بهشت قرار دادم، و آن ها، آن را در دنیا طلب می کنند پس نمی یابند.
دوستت دارند اما ...
بارالها بندگان تو، دوست مى دارند تو را و نافرمانيت كنند و دشمن مى دارند مرا و فرمانبرى من كنند؟!
پس جواب آمد: من عفو كنم فرمانبرى آنان را از تو به خاطر دشمنى كه با تو دارند، و ايمان آنان را مى پذيرم اگر چه مرا فرمانبرى نكردند به دوستى كه با من دارند.
زان ســوی او چنـدان وفـــــا زین سوی تو چــــندین جفــــــا
زان ســوی او چندان کرم، زین ســــو خلاف و بیـش و کــــــم
زان ســـــوی او چنـــدان نــعم، زیــن ســوی تــو چندین خطا


-------- « سلام » --------