سینه پر اسرار
روزی جابربن یزید جُعفی به امام باقر علیه السلام عرض کرد:
بر من باری عظیم از اسرار و احادیث خود بار نموده و فرمودید: هرگز یکی از آن ها را نگویم. گاه میبینم که آن اسرار در سینهی من بهجوش میآید و حالتی شبیه به جنون به من دست میدهد.
امام فرمودند: هرگاه تو را این حالت دست داد، به صحرا بیرون رو، سر در چاه کن و بگو: حدیث کرد مرا محمدبنعلی (یعنی خود امام باقر) و مطالب را بیان کن تا سینهات آرام بگیرد.
نوشتهاند، جابر قریب هفتادهزار حدیث فقط از امام باقر علیه السلام حفظ داشته و مأمور به گفتن همهی آنها نبوده است.
بر من باری عظیم از اسرار و احادیث خود بار نموده و فرمودید: هرگز یکی از آن ها را نگویم. گاه میبینم که آن اسرار در سینهی من بهجوش میآید و حالتی شبیه به جنون به من دست میدهد.
امام فرمودند: هرگاه تو را این حالت دست داد، به صحرا بیرون رو، سر در چاه کن و بگو: حدیث کرد مرا محمدبنعلی (یعنی خود امام باقر) و مطالب را بیان کن تا سینهات آرام بگیرد.
نوشتهاند، جابر قریب هفتادهزار حدیث فقط از امام باقر علیه السلام حفظ داشته و مأمور به گفتن همهی آنها نبوده است.
(منتهی الامال، 2/99)
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۸/۲۴ ساعت توسط حمید
|
-------- « سلام » --------