مست بوی تو
خدای را بندگانند که اگر بهشت با همه زینت ها بر ایشان عرضه کنند، ایشان از بهشت همان فریاد کنند که دوزخیان از دوزخ. (بایزید بسطامی)
(تذکرة الاولیاء، عطار نیشابوری)
در آن نــفس کـه بـــميرم در آرزوی تـــو باشـم بدان امــيد دهـم جـان که خـاک کوی تو باشم
به وقـت صبح قـيامــت کـه سـر ز خـاک بر آرم به گفتگوی تو خيزم به جـست و جوی تو باشم
به مـجمـعی که در آيـند شاهــدان دو عـــالـم نـظر به ســـوی تـــو دارم غــــلام روی تو باشم
حـديـث روضـــه نــگـويــم گـل بـهـشت نبـــويم جمـال حـــور نـــجويـــم دوان به سوی تو باشم
بـه خـوابگاه عـدم گر هــزار ســـال بخــســبم به خواب عافـيت آن گه بــه بوی مـوی تو باشم
مـی بهــشت نـنـوشم ز جـام سـاقي رضــوان مرا به باده چه حاجت که مسـت بوی تو باشم
هــزار باديـه ســـهل اســت با وجــود تــو رفتن اگر خــلاف کــنــم ســــعديا بـه سـوی تو باشم
به وقـت صبح قـيامــت کـه سـر ز خـاک بر آرم به گفتگوی تو خيزم به جـست و جوی تو باشم
به مـجمـعی که در آيـند شاهــدان دو عـــالـم نـظر به ســـوی تـــو دارم غــــلام روی تو باشم
حـديـث روضـــه نــگـويــم گـل بـهـشت نبـــويم جمـال حـــور نـــجويـــم دوان به سوی تو باشم
بـه خـوابگاه عـدم گر هــزار ســـال بخــســبم به خواب عافـيت آن گه بــه بوی مـوی تو باشم
مـی بهــشت نـنـوشم ز جـام سـاقي رضــوان مرا به باده چه حاجت که مسـت بوی تو باشم
هــزار باديـه ســـهل اســت با وجــود تــو رفتن اگر خــلاف کــنــم ســــعديا بـه سـوی تو باشم
(سعدی)
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۷/۰۸ ساعت توسط حمید
|
-------- « سلام » --------