دانشمند معظم، جناب مقدس اردبيلى (رحمة الله علیه) بسيار اتفاق ميافتاد كه از نجف اشرف، به كاظمين مشرف‎ ‎ميشد و اين مسافت را ‏هميشه باالاغ يا مركب ديگرى ميپيمود. در يكى از اوقات، مردى‎ ‎خدمت ايشان رسيد و در خواست كرد اين نامه را در ‏كاظمين به شخصى برسانند.
ایشان، مالِ (حیوان)‎ ‎سوارى كرايه كرده بود و صاحب آن مال، در آنجا نبود تا اجازه بگيرد. بدينجهت در اين‎ ‎سفر پياده راه پيمود و الاغ را در جلو داشت و ميفرمود:

از صاحب، (اجازه) نگرفته ام براى حمل‎ ‎اين كاغذ‎!

(روضات الجنات، ص23)