قلمی از قلمدان قاضی ای افتاد، شخصی که حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید!

قاضی گفت: مردک! این قلم است نه کلنگ. تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟

گفت: هرچه هست، تو خانه ی مرا با آن ویران کردی!

(از لابه لای گفته ها، محمد جواد مهری، ص23-24)